|
مقامقالات |
|
|
ماهنامه كوثر آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) رسالت جهانى حوزه شماره بيست وسوم- سال دوم- بهمن 1377
|
رسالت جهانى حوزه از نگاه امام جمعه شهر ايندياناى امريكا ترجمه: ع. امين حجة الاسلام دكتر زهير اعرجى _ امام جمعه پيشين شهر ايندياناى امريكا _ مدرك دكترى در رشته پزشكى و جامعه شناسى از دانشگاهاى (ويلز) انگلستان و (اينديانا) ى امريكا دارد. وى عراقى تبار است، واستاد دانشگاه هاى ايالات متّحده ار جمله پُوردو بوده است. تا كنون از وى بيست اثر _ عربى و انگليسى _ به چاپ رسيده است؛ از جمله: جنبه هاى اجتماعى حج، نظريه هاى اجتماعى در قرآن، نظام خانواده ونقش آن در اسلام، عدالت اجتماعى در اسلام و آخرين آفرينش فرهنگى وى، دانشنامه عدالت اجتماعى است، كه توسط مترجم در مجله حوزه آبان 77 معرفى شده است. دكتر اعرجى در يكى از گفتمان خود كه در اختيار مترجم و نگارنده مقاله حاضر قرار داده شده است، با عنوان (رسالت جهانى حوزه علميه قم) به توضيح وظايف جهان شمول روحانيون مى پردازد. ويژه نامه قم به نماياندن انديشه هاى وى به اختصار پرداخته است. به آن اميدكه خوانندگان را با توانايى هاى حوزه علميه قم آشنا سازد. رسالت جهانى حوزه علميه قم اگر فلسفه وجودى حوزه هاى علميه را تفقه و آگاهى در دين براى درمان جهالت ونادانى برشماريم، مىتوان گفت حوزه داراى چهار رسالت است:رسالت اخلاقى، معرفتى، اجتماعى، و قانونگذارى. وقتى در ادامه مقاله با معانى رسالت هاى فوق آشنا شديم، پى خواهيم برد: حوزوىها تا اندازه اى به انجام رسالت هاى مزبور همّت گماشته اند، ولى آن چه ضرورى مىنمايد حفظ توانايىها و بالندگى آن است؛ زيرا قم به عنوان جايگاه انديشه هاى والاى اسلامى وانسانى نقش به سزايى در هدايت مسلمانان وغير مسلمانان دارد؛چون ترديدى نيست فقها وآگاهان مذهبىِ مؤسسات دينى _ كه به آن لقب حوزه داده ايم _داراى سه ويژگى هستند، كه مىتواند آنان را در اداره اجتماع به گونه مدنيتى دينى يارى رساند: 1_ شايستگى فهم احكام شرعى از منابع مربوطه؛ 2_ شايستگى به كارگيرى دليل هاى عقلى؛ 3_ شايستگى برگردان نظريات فقهى در زمينه هاى عملىِ قابل اجرا براى همه مكلّقان؛ از اين رو رسالت حوزه هاى دينى، رسالتى قانونى وعادلانه و معرفتى و اخلاقى و فكرى براى همه بشر است. رسالت اخلاقى حوزه: دين واخلاق در انگيزه ها و نظريات و زمينه هاى عملى همگونند؛ يعنى اگر شخصى، متدين باشد، انگيزه ها ونظرها و كردار او اخلاقى است. اخلاق نظرى و عملى، آدمى را به دين و پاى بندى به آموزه هاى آن فرا مىخواند. اما تفاوت ميان دين و اخلاق اين است كه دين، امرى آسمانى براى بشر است، در حالى كه اخلاق، امرى وابسته به دين و بالاترين رتبه دين است؛ از اين رو پيامبر مى فرمايد: (بعثت لأتمم مكارم الاخلاق)[1] بنابراين يكى از رسالت هاى حوزه، آموزش اخلاقى است، كه بر چهار پايه استوار است: 1_ اعتقاد به كرامت آدمى: (ولقد كرّمنا بنى آدم)[2]. 2_ انجام خير براى خير بودن آن، نه اجر و ثوابش: (وَجَدتُكَ اَهلاً لِلعِبادَةِ فَعَبَدتُكَ)[3]]؛ خدايا تو را شايسته عبادت يافتم؛ از اين رو تو را پرستس كردم. 3_ اعتقاد به منشأ اخلاقى حلال وحرام، امر و نهى، و مستحبى و كراهت؛ افزون بر انگيزه هاى شرعى؛ يعنى منشأ اخلاقى حلال، زيبايى ومعرفت وسعادت أست، در حالى كه منشأ اخلاقى حرام، زشتى وجهل وشقاوت است، كه باوجدان قابل دريافت و تصديق است. 4_ اعتقاد به اين كه قدرت بر انتخاب خير، ممكن است. بدين سان ما به اخلاقى عملى خواهيم رسيد؛ زيرا همگان خواهان خير و دورى از شر هستند. اين رسالتى است كه انجام آن بر عهده حوزه هاى علميه خواهد بود. رسالت معرفتى: رابطه عقل و قلب چيست؟ رابطه ايمان و معرفت (شناخت) چيست؟ معرفت به معناى اطلاع بسيار درباره يك چيز است، ولى ايمان حالتى ذاتى است، كه مؤمن را به يقين در اعتقادات – حتى گاه بدون دليل و اطلاعات – مىكشاند پس معرفت و ايمان، يقين وعلم آورند، از اين رو مؤمنان، داراى يقين و عارفان (= آگاهان) مؤمن خواهند بود (انما يخشى الله من عباده العلماء)؛ از ميان بندگان، آگاهان از خدا مى ترسند) رسالت جوزه در زمينه معرفت و شناخت، رابطه آن با ايمان خواهد بود،كه هماهنگى دين ودانش و عدم تضاد آنها را ثابت خواهد كرد. در اين ميان خرافات از دين زدوده خواهد شد و دلائلِ عقلى، مورد پذيرش دين – كه از سوى حوزه عرضه مىشود – قرار خواهد گرفت. خِرَد گرايى دين و پيرايش آن از عوام زدگى، مورد پذيرش بشر – كه تشنه حقيقت است – خواهد بود. رسالت اجتماعى: اين مطلب به معناى نماياندن قدرت اسلام بر درمان مشاكل اجتماعى است كه تطوّر و تكامل اجتماع سبب آن است. دين مىتواند مشكلات حقوقى، اخلاقى، تعبدى و فكرى بشر را حل كند؛ زيرا دين فقط نظريه نيست، بلكه براى اجرا و اداى نقش سازنده در زندگى است، گو اين كه عموماً چارچوب و برنامه كلى ارائه مي شود. رسالت قانون گذارى شرعى: نظام قانونى بشر، در بر دارنده امر و نهى ومجازات و پاداش است، زيرا خود را عهده دار سعادت انسان وحقوق بشر مىداند. شكى نيست عمده ترين مباحث حوزوى، احكام عادلانه شرعى در زمينه هاى قضايى، سياسى،تجارى و اجتماعى است كه مىتواند جوابگوى آحاد بشر باشد.اگر اسلام حكم به قطع دست سارق مى كند، شروطى اجتماعى – از جمله عدالت اجتماعى و توزيع عادلانه ثروت – را مطرح مىكند. پس ميان قوانين شرعى و عدالت ملازمت است؛ چيزى كه بشر در پى آن است. عهده دار قوانين شرعى – در زمان غيبت – حوزه هاى علميه است، كه مى تواند عهده دار ديگر قوانين عادلانه بشر شود، زيرا تمامى حقوق بشر، از سوى خالق به وى عطا شده است،كه توسط پيامبران و سپس جانشينان آن ها و در زمان غيبت به وسيله فرزانگان دينى بيان مىشود. آن چه به اختصار و شتاب در اين گفتار آمد، رسالت عالمگير حوزه – به ويژه حوزه قم – است، كه چشمداشت تمامى مسلمانان و غير مسلمانان است؛ زيرا مبلّغان اسلامى به تأسى از پيامبر (رحمة للعالَمين) اند. به اميد روزى كه عدالت در گسترده زمينى نمودار شود. [3] نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 10 ص 157.
|
|