|
مقامقالات |
|
|
مجله حوزه (دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) آشنايى با موسوعة النظرية الاجتماعية الاسلامية (88) شماره جهارم سال بانزدهم مهر و آبان 1377
|
|
آشنايى با موسوعة النظرية الاجتماعية الاسلامية ( مباني النظريةالاجتماعية في الاسلام)
تأليف دكتر زهير اعرجى، قم ، ناشر مؤلف، 1417 هـ . ق، يك جلد وزيرى. استاذ عبدالله امينى دكتر زهير اعرجى، در رشته پزشكى و جامعه شناسى از دانشگاه (ويلز) انگلستان و (اينديانا) ى آمريكا دكترى دارد. وى، تبعه عراقى تبار است. استاد دانشگاه هاى ايالات متّحده، از جمله پُردو (Purudu) و اينديانا و امام جمعه شهر اينديانا بوده است. از نويسنده محترم، تاكنون بيست اثر به عربى و انگليسى نشر يافته است، از جمله: جنبه هاى اجتماعى حج، نظريه هاى اجتماعى در قرآن، ساختار بهداشت سياستهاى درمانى اسلام، نظام خانواده و نقش آن در اسلام، ساختار قضايى و حل اختلافات در اسلام، عدالت اجتماعى در اسلام، تفسير موضوعى قرآن كريم، تبليغات اسلامى، شخصيت اسلامى، شرح كفايه وآراى عمومى در اسلام. پاره اى از آثار نويسنده، از جمله: (مبانى استنباط از ديدگاه شيعه)، هنوز چاپ نشده و به گونه دستنويس نزد وى موجود است. وى هم اكنون ساكن ايران است و در حوزه علميه قم، ضمن تأليف، به تدريس نيز مىپردازد. نويسنده در كتاب حاضر، پس از بررسى نقّادانه مكاتب جامعه شناسى، نظريات جامعه شناختى را از ديدگاه اسلام، به گونه فقهى، با استدلال، بيان مىدارد، اين كتاب با شيوه اى علمى، ساختار فقهى اجتماعى نظريه هاى جامعه شناسى را در عصر غيبت بيان مى كند. پردازش كتاب، از گزارش مبانى جامعه شناسى آغاز مىشود، آن گاه ديدگاه هاى غربى آن شناسانده و مورد ارزيابى موشكافه قرار مى گيرد. در اين اثر سعى مى شود بين ديدگاههاى دينى در زمينه هاى اجتماعى، با ديدگاه هاى جامعه شناسى غربى سنجش و مقايسه اى انجام بگيرد. نگارنده (موسوعة النظرية الاجتماعية) بر اين باور است كه دانش كنونى جامعه شناسى، بر اصول تجربى بنا شده و با تجربه و دستاورد هاى جديد، پيرايش و دگرگونى مىپذيرد، ولى ديدگاههاى فقهى،كه مجموعه هاى همسو از انديشه هاى دينى است، اين گونه نيست؛ زيرا برگرفته از وحى آفريننده اى است كه آدمى را در بهترين صورت و نظام (أحسن تقويم) آفريده است. اين كتاب، به نقد ديدگاه هاى جامعه شناسى غربى، همچون: پوزيتيويسم (اثبات گرايى راديكاليسم همنوع گرايى) تكامل گرايى ونظريه كنش متقابل اجتماعى مى پردازد، زيرا نويسنده بر اين باور است: ديدگاههاى اجتماعى بايد از دين برخيزد و به سوى آن در تكاپو باشد. به سخن ديگر، رسالت دينى، پس از آن كه به تمامى پرسشها درباره زندگى، مرگ، وجود و رستاخيز پاسخ داده ديدگاههاى تكامل بخش خود را در باره جامعه و فرد مطرح كرده است. نگارنده مى نويسد: (در اين كتاب تلاش شده به گونه علمى توانايى اسلام در پاسخ گويى به مسائل فلسفى اجتماعى جامعه ها، در هر زمان و هر مكان نموده و چهار چوب عملى با تكيه بر مفاهيم الهى، ارائه شود). وى، با بهره گيرى از آيات، روايات، آراى نظريه پردازان مسلمان و غير مسلمان،كتابها و مقاله هاى عربى وانگليسى، كه در مصادر كتاب نام برده شده است، و نيز ذكر اعلام، اصطلاحات جامعه شناسى، فلسفى، اقتصادى و فقهى، بسيار مستدلّ و گسترده به بررسى و نقد دستاوردهاى علمى مىپردازد. اين كتاب ، در بيش از پاصد صفحه و در چهر بخش و شانزده فصل، سامان يافته است: بخش اوّل، مقدمه است در باب نظريه اجتماعى و جامعه شناسى. فصل اول: در اين فصل، فرق بين جامعه شناسى و نظريه اجتماعى بيان مىشود، با مقدمه ها و بخشهاى زير: نظريه اجتماعى، نگاهى نو به جامعه انسانى، نظريه اجتماعى وپاسخ گويى به مشكلات جامعه، نقش نظريه در ساختار نهادهاى اجتماعى، نظريه اجتماعى دينى وتصوّر جامعه شناختى، ويژگيهاى نظريه اجتماعى دينى، جامعه شناسى يكى از مصاديق نظريه اجتماعى، قواعد كلّى جامعه شناسى، جامعه شناسى در خدمت نظريه اجتماعى، سردرگمى غرب در بازشناخت نظريه از جامعه شناسى، انديشه اجتماعى از نظر انديشه گران غرب، عدم توفيق غرب در ارائه نظريه اجتماعى فراگير، استقرايى نبودن نظريه دينى، جهت گيرى هاى فكرى اروپا پيش از پيدايش جامعه شناسى، پوزيتيويسم و خداوندگار جديد، همنوع گرايى با پوشش دين و توهّم ملازمه ميان تكامل گرايى و جامعه. فصل دوّم: در اين فصل نگاهى افكنده مىشود به علوم اجتماعى جديد، با مقوله هاى زير: علوم پيوسته و در پيوند با جامعه، انسان شناسى، نقد مبانى انسان شناسى، جهت گيرى علمى جديد، جامعه شناسى، ومباحث روان شناسى، و جرم شناسى، اقتصاد و نظريه اقتصادى، تاريخچه پيدايش علم اقتصاد، بخشهاى علم اقصاد، شامل: ماليه عمومى، اقتصاد پول، كار و دستمزد، اقتصاد بين الملل، بخش صنعتى و بخش كشاورزى، علم سياست، علم حقوق مقايسه اى ( تطبيقى) و علم روابط بين الملل: فصل سوم: در اين فصل، نظريه هاى اجتماعى معاصر به بوته بررسى نهاده مىشود، با بحثها و مقوله هاى زير: نظريه وفرضيه در جامعه شناسى، نظريه كاركردگرايى، نظريه تعارض اجتماعى، نظريه كنش متقابل اجتماعى، پيدايش و تكامل انديشه اجتماعى، نظريه اجتماعى از ديد فقها، عصر صنعتى و جامعه شناسى، جنبه هاى تاريخى در نظريه اجتماعى، تجربه اجتماعى ميان اروپا و جهان اسلام، افتباس فكرى غرب از اسلام و تبليغ مبانى جامعه غربى توسط اروپا. فصل چهارم: در اين فصل از روش تحقيق در جامعه شناسى بحث مىشود:شيوه جست و جو، دشواريهاى روش تحقيق، شيوه هاى جست و جوى علمى و جنبه هاى اخلاقى تحقيق. بخش دوم: در اين بخش، سخن از فلسفه جامعه علوم اجتماعى است. اين بخش، با فصل پنجم كتاب، كه درباره فلسفه جامعه است، آغاز مى شود. فصل پنجم: در اين فصل، از روابط اجتماعى، ماهيت نظامدار جامعه و، گروه و اجتماع، كاركرگرايى، رابطه ميان دولت و جامعه و انسجام اجتماعى، بحث مىشود. فصل ششم: در اين فصل از دين و علوم اجتماعى سخن مى رود، با مقوله هاى زير: دين در رويارويى با علوم اجتماعى، نظريات سكولاريستى در تفسير دين، ماركيسيم و نقد آن، نظريه (اميلى دوركيم) ونقد آن، نظريه (زيگموند فرويد) ونقد آن. فصل هفتم: در اين فصل، رابطه ميان قرارداد اجتماعى و سوسياليسم، به بحث گذاشته مىشود، با بحث از مقوله هاى زير: قرارداد اجتماعى، امت در نظريه دينى، قرارداد اجتماعى وحكومت سياسى، پيمان قرآنى، اراده عمومى، سوسياليسم و نقد ستم اجتماعى، كار براى آينده، انقلاب، راه دگرگونى سوسياليسم مدّعى انديشه جهانى فراگير. فصل هشتم: در اين فصل، سخن از قانون و شناخت جامعه است، با مقوله هاى زير: اجتماعى بودن شناخت، نظريات خاصى درباره اجتماعى بودن شناخت، نظريه مادى گرايانه درباره ماهيت طبيعى انسان، نظريه ايده آل گرايى و خِرد گرايى دينى، نظريه فلسفىاجتماعى، شناخت واهميّت آن در جامعه، نقد نظريه (ويلفردپارتو)، نقد نظريه (اميل دوركيم) و(كارل مانهايم)، نقد نظريه (ماكس وبر)، جايگزينى،اجتماعى بودن قانون يا شريعت و قانون و مسلّمات اجتماعى. بخش سوّم: درآمدى برنظريه اجتماعى اسلام. فصل نهم: در اين فصل از مقوله هاى زير بحث مى شود: اثبات نظريه اجتماعى در اسلام، نقش علم اصول در ويژگى هاى نظريه اجتماعى، وجوه شرعى، قاعده نفى ضرر وحقوق و واجبات برگرفته از اين قاعده. فصل دهم: در اين فصل، بحثى مطرح مى شود زير عنوان:(زمان غيبت ونياز به رهنمون ساختن نظام اجتماعى). در قسمت اوّل به نظريه اجتماعى در زمان غيبت پرداخته مىشود و آن گاه (ولايت فقيه) به گونه گسترده، به بوته بررسى نهاده مىشود. نويسنده در اين فصل، پس از طرح اصل نياز به حكومت و نگاهى به ديدگاههاى گوناگون فقيهان شيعه درباره ولايت فقيه در عصر غيبت، سه ديدگاه را به بوته بررسى مىنهد: 1-نظريه انكار. 2-محدود بود. 3-مطلقه بودن. نويسنده پس از نقد و بررسى دو ديدگاه نخست، ولايت مطلقه را مى پذيرد و بر آن استدلال مىكند. در قسمت دوم اين فصل، نياز كنونى سازماندهى بر اساس ترازها و معيار هاى اسلامى به بحث گذاشته مىشود و به نكته هاى مهم و درخور توجهى، اشاره مىشود. فصل يازدهم: در اين فصل، سخن از فلسفه زمان و مكان مى رود، با مقوله ها و بحثهايى چون: نگرش فلسفى زمان، نظريه مرور، نظريه مطلق گرايى، رويگرد زمانى، ديد اجتماعى دينى زمان، جنبه هاى روحى زمان و ساماندهى اجتماعى دينى. در ادامه، از نظر فنى، بر فلسفه مكان، ديدگاه شرعى مكان، سرآمد زمانى در واجب مضيّق و زمان در اصول عمليّه پرداخته مى شود. در زمينه فكرى، مباحث همچون: اجتهاد و تغيير زمان و مكان، ماهيت اجتهاد در زمان نصوص، عُرف و ارتكاز عقلى، سيره متشرّعه وعقلا، اجتهاد و تغيير عُرف اجتماعى و تأثير زمان و مكان بر تكليف شرعى مطرح مىشود. فصل دوازدهم: دراين فصل، نظريه اجتماعى، به بوته بررسى نهاده مى شود. از جمله بحثهايى كه در اين فصل مطرح مى شود عبارتند از: كار و كارگر، انتقال مالكيّت، پيدايش شهرهاى بزرگ و افزايش جمعيت، مشاركت در فعاليتهاى سياسى، نقش دين در زندگى اجتماى و بى توفيقى ديدگاههاى اجتماعى غرب. بخش چهارم: در اين بخش، به نمونه هايى از ديدگاههى اجتماعى در اسلام، اشاره مىشود، از جمله: مجازات در اسلام، فلسفه مجازات اسلامى، پژوهشى در مجازات غربى، نوع جنايت و شدّت يا تخفيف مجازات، مجازات در مذهب شيعه، دليلهاى تخفيف مجازات، محور اخلاقى مجازات اسلامى و مسؤوليتهاى اخلاقى و قانون افراد. فصل چهاردهم: در اين فصل، عدالت اجتماعى اسلام به بوته بررسى نهاده مىشود، با مقوله هاى زير: فلسفه عدالت اجتماعى، فلسفه مساوات از ديد حكماى يونان، انديشه مساوات از ديد فلسفه غربى، مبانى عدالت اجتماعى در اسلام و ماهيت عدالت اجتماعىاسلام. فصل پانزدهم: قضا در اسلام از جمله مباحث اين فصل است: فلسفه قضا در نظريه اسلامى، الزامات و واجبات شرعى، اجراييات قانونى و شرعى، نيت و قصد، فلسفه گواه و شهود قصايى، نقش قضا در نظام اجتماعى وساختار قضايى اسلام. فصل شانزهم: در اين فصل، جنبه هاى اجتماعى، بحث مىشود: تأثير اجتماعى حج، مراحل تأثير اجتماعى، كنش متقابل اجتماعى در جريان اداى مناسك، عبادات اسلامى و تأثيرات ميان كنش اجتماعى آن، فرد و موقعيت او در صحنه اجتماعى و حج در رويارويى با خطرات انزواى اجتماعى.
|
|